ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

308

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

عليه السلام سخنى نقل كرد حضرت به دو فرمود : به من دروغ بستى پس آن مرد گفت : دروغ نبسته‌ام على عليه السلام فرمود : اگر به من دروغ نسبت دادى بر تو نفرين مىكنم ، مرد بگفت نفرين كن ، حضرت نفرين كرد ، پس همچنان در جايش بود تا كور شد . نشانهء ششم - عبّاد بن عبد اللَّه اسدى گويد : شنيدم كه على عليه السلام در حالى كه در حياط مسجد بود مىفرمود : من بندهء خدا و برادر پيامبر خدايم و اين سخن را بعد از من جز شخص دروغگو نمىگويد راوى گويد : پس از آن مردى از غطفان به پا خاست و گفت : من مىگويم چنان كه اين دروغگو ( على ( ع ) ) گفت : من بندهء خدا و برادر پيامبر خدايم ، پس ناگهان به صورت سگى در آمد ( 1 ) و اين دلالت دارد كه نفس مقدّس آن حضرت ( ع ) در هيولاى عالم مادّه تصرّف مىكرده بدين گونه كه آن را آماده مىساخته تا صورتى را رها كند و به صورت ديگرى در آيد . نشانهء هفتم - حسين بن عبد الرّحمن تمّار گويد : از مجلس يكى از فقيهان بر مىگشتم به سليم شاذكونى بر خوردم او به من گفت : از كجا مىآيى گفتم از مجلس فلان دانشمند پرسيد : چه سخنى گفت ، گفتم : يكى از معجزات على عليه السلام ، سليم به من گفت : به خدا سوگند از امر مهمّى كه از يك قريشى شنيدم و او نيز از يك قريشى شنيده و او هم از يك قريشى شنيده است ، برايت سخن مىگويم گفت : ( 2 ) قبرهاى قبرستان بقيع در دورهء خلافت عمر بن خطَّاب بلرزيد پس از آن حادثه فرياد مردم مدينه بلند شد پس عمر در حالى كه مردم مدينه همراهش بودند به طرف مصّلا بيرون شد تا خداى را بخواند كه آن لرزه آرام

--> ( 1 ) مشابه اين معجزه را در مدينة المعاجز صفحهء 50 و صفحه 141 - 139 ملاحظه كن . ( 2 ) سيد هاشم بحرانى در مدينة المعاجز باب اوّل صفحه 110 كه در ذكر معجزات امير مؤمنان ( ع ) است چنين گويد : « معجزهء 293 آرام شدن زمين لرزه در دورهء خلافت عمر بن خطاب است - شرف الدّين نجفى در تأويل الآيات الباهرة از ابو الحسن محمد بن جمهور العمى نقل كرد كه گفت : حسن بن عبد الرّحيم تمّار برايم روايت كرد و گفت : از مجلس يكى از فقيهان بر مىگشتيم و به سليمان شاذكونى برخوردم ( و همين حديث را با اختلاف كمى كه به اصل جريان زيانى ندارد نقل كرده و سپس گفته است ) اين حديث را صاحب ثاقب المناقب نقل كرده است » محدّث ارموى گويد : در مدينة المعاجز نظاير اين معجزات را نقل كرده است هر كه بخواهد به آن كتاب صفحات 110 و 111 و 134 رجوع كند . و مرحوم مجلسى در جلد نهم بحار در اواخر باب ما ظهر من معجزاته اين معجزه را از كنز الفوايد كراچى ( ره ) نقل كرده اگر خواستى رجوع كن .